....با تو میگویم
دلم 1 غریبه میخواهد من به هر تحقیری که شدم با صدای بلند خندیدم ... دلگیر نشو ادما تنهایی ام را کسی شریک نیست بوی باران بوی سبزه بوی خاک شاخه های شسته باران خورده پاک آسمان آبی و ابر سپید شاخه های سبز بید عطر نرگس رقص باد نغمه ی شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش به حال روزگار گاهی حس می کنم . . . سخت است میدانی.... از تصادف خانه بــاشـد طلبت ...! سماق ها یم را مکیده ام علفهای زیر پایم را به چمن زن سپردم ، خسته، تنها و بی کس... واژه ای که تک تک آدمیان به آن قسم میخورند... و بدان میبالند... من، خسته ام از تنها بی کس زمان... که دلش نمیخواهد مرا دریابد... ای تویی که تنهاترینی... از روح خود در کالبد آدمیان ریختی تا چه را ثابت کنی... که به آنها بگویی بچشید سالها تنهایی مرا... حال چشیدیم... دیگر چه داری برای گفتن... بکن این جان لا وجود را... تا راحت شویم از این همه بی کسی... خدایــــــــــا !! کاشــ همیشه آنقدر زود به آرزوهایم می رسیدم که آرزو میــ ـکردم که ایکاش آرزوے دیگرے کرده بودم ...
بیاید بنشیند فقط سکوت کند
من هـی حرف بزنم...
و بزنم و بزنم...
تا کمی کم شود از این همه بار.
بعد بلند شود و برود
نه نصیحتی نه.....
انگار نه انگار!!
نام مرا گذاشتند "با جنبه" بی انکه بدانند
خندیدم تا کسی صدای شکسته شدن قلبم را نشنود…!
نیش زدن طبیعتشونه
سالهاست به هوای بارونی میگن:
خراب
مطمئن باش
دستِ احتیاج به سمت تـو که هیچ
به سمت خود هم دراز نخواهم کرد
شاید کـه تنهایی ام
از این همه تنهایی دِق کنــــد

روی دست خدا مانده ام ! !
خسته اش کرده ام . . .
خودش هم نمی داند با من چه کند ! ! !
اینهمه دل در دنیا هست،
که هیچ کدام برایم تنگ نمی شود
جان سالم به در برده بود و می گفت
"زندگی اش را
مدیون ماشین مدل بالایش است!"
... و خدا
همچنان لبخند می زد...
شـــانه ی دوست کجــاست !؟
گنجه ها را پر از نخود سیاه کرده ام ،
وقت آمدنم شد، بگو بیـــا . . . !!!

دستم به آسمانت نمی رسد
اما تو که دستت به زمین می رسد
"بلندم کن"

| Design By : Mihantheme |

